وبلاگ mostafa

مرگ

برخی از ما بارها و بارها در همین زندگی می میریم. برخی زنده تر از دفعه قبل بازمی گردیم و برخی به مردگانی متحرک بدل می شویم.

وقتی از مرگ برمی خیزیم، اگر هوشیار بمانیم و دلیل آن مرگ را آموخته باشیم، خواهیم دید همه چیز جلوه ای دیگر دارد، همه چیز زیباست، همه را دوست می داریم و گویی میدانیم عاشقی چیست، می توانیم بی پرده عاشق شویم، فرقی نمی کند چه جلوه ای داشته باشد.

 می توان عاشق عشوه یک گربه شد، عاشق لبخند یک پیرزن، عاشق نوازش های مادرانه یا نگاه های لرزان انسان های عاشق.

از رویا تا واقعیت

زندگی از آرزوها ساخته نشده، بلکه با اعمال و رفتار ما شکل گرفته و معنا یافته است.

چه بسیار آرزوهایی که زیر خروارها خاک خفته و هرگز به عمل در نیامده و چه بسیار اعمالی که دنیا را تغییر داده اند.

اگر آرزوهای خود را به عمل و واقعیت بدل نکنیم، مهم نیست چه رویاهای زیبایی ساخته و چه قصرها و ثروت هایی در آن پنهان کرده ایم، هرگز هیچ تغییری در دنیا واقعی ایجاد نمی کنند.

اگر رویای صلح جهانی، غذا برای همه، آرامش و امنیت و هزاران رویای زیبای دیگر داشته باشیم اما قدمی برای تحقق آنها برنداریم، اثری بیش از تصاویر یک فیلم بر پرده بی جان سینما نخواهد داشت. 

طیف انرژی

هر کسی بسته به افکار، باورها، اعتقادات، آرزوها و متغیرهای دیگری که در زندگی خود دارد، از نوع و جنس و طیف خاصی از انرژی برخوردار است. 

همانگونه که افراد گرمایی و سرمایی، درونگرا و برونگرا و امثال آن در زمینه های مختلف با هم همخوانی ندارند، افراد با جنس انرژی متفاوت هم با یکدیگر همخوانی نخواهند داشت. 

اگر دو نفر با طیف انرژی متفاوت با هم دوست شوند احتمالا به صمیمیت نخواهند رسید، اگر با هم ازدواج کنند به اختلاف و جدایی خواهند رسید و اگر همکار یا شریک شوند به مشکلات عدیده ای برخورد خواهند کرد. 

پنجره نگاه

بندرت پیش می آید دیگران را آنگونه که هستند ببینیم، بشنویم و درک کنیم. پنجره نگاه ما معمولا محدود به تجربه ها و ادراکات شخصی ماست.

آنطور که آموخته و تجربه کرده ایم می بینیم، می شنویم و پاسخ می دهیم، اغلب دچار سوءتفاهم می شویم چون ادبیات دیگران را با لغت نامه خود ترجمه می کنیم.

می پنداریم دیگران هم مانند ما فکر می کنند، می بینند و می شنوند. پنجره نگاهشان همان پنجره نگاه ماست حال آنکه هر کسی منظر نگاهش متفاوت و دنیایش ترجمه های خاص خود را دارد.

منفعت

منافع مختلفی را می توان برای انسان برشمرد، از جمله منفعت مادی، جسمی، روانی، انرژیکی و ذهنی. 

هرگاه منفعت افراد به هر طریقی به خطر بیفتد آنگاه خوی تهاجمی و مبارزگر آنها فعال می شود. ترس از دست دادن منفعت به اشکال حق طلبی، و عدالت خواهی، گاها زورگویی، ریاکاری، یا قهرکردن، گوشه گیری، تظاهر به بدبخت و بی نوا بودن بروز می کند. 

رهایی از قضاوت

دانسته های ما ، قضاوت های ما را می سازند. 

ما با دانسته هایی که پیش فرض هایمان را می سازند به انسان ها و دنیا می نگریم و با اینکه گاهی اوقات باعث می شود از برخی مشکلات دور بمانیم، باعث از دست رفتن بسیاری از موقعیت ها و تجربه های ناب نیز می شود.

رهایی از دانستگی، رهایی از قضاوت و سوءتفاهم است و نگاهی خالص که آماده دیدن  تمام ظرافت ها، موقعیت ها و زیبایی هاست بما می بخشد.